الشيخ رسول جعفريان

152

حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )

خود براى دفاع از من بر خاك مىريختند . « 1 » امام حسن عليه السّلام در شرايط دشوار عراق ، و بىاعتنايى مردم به درخواستهاى وى براى جنگ ، در آستانهء اصرار معاويه در كناره‌گيرى وى ، ضمن سخنانى به بيان مواضع خود پرداخت . امام در آغاز اعلام كرد كه دربارهء جنگ با شام هيچ گونه ترديد و دودلى ندارد : « و الله لا ثنانا عن أهل الشام شك و لا ندم ، و إنما نقاتل أهل الشام بالصبر و السلامة » ، « شك و پشيمانى ما را از جنگ با شاميان بازنمىدارد بلكه ما با بردبارى و آرامش ، با آنها مىجنگيم . » آنگاه امام به بيان روحيهء مردم پرداختند : « شما با گذشته خود تفاوت كرده‌ايد . آنگاه كه به صفين مىرفتيد ، دينتان در پيش رويتان بود ، اما امروز دنياتان مقدم بر دينتان است . » آنگاه افزود : « شما در بين دو جنگ خونين صفين و نهروان قرار گرفته‌ايد ، بر كشته‌هاى خود مىگرييد و دربارهء آنها ، در طلب ثار خويش هستند . . . و اكنون معاويه از ما تقاضاى صلح كرده ، صلحى كه هيچ گونه سرافرازى و شرافت و انصافى در آن وجود ندارد . « ألا و إنّ معاوية دعانا إلى امر ليس فيه عزّ و لا نصفة » . امام با اين بيان به مردم عراق اعلام كردند كه وارد شدن در كار صلح به هيچ روى به نفع مردم عراق نيست . پس از آن ، امام از مردم خواست تا تكليف او را روشن كنند : « فإن أردتم الموت رددناه عليه و حاكمناه إلى الله عز و جل بظبى السيوف ، و إن أردتم الحياة قبلناه و أخذنا لكم الرضى . » ، اگر آماده براى نبرديد ، صلح او را رد كرده ، با تكيهء بر شمشيرمان ، كار او را به خدا وامىگذاريم . اما اگر « ماندن » را دوست داريد ، صلح او را بپذيريم و براى شما تأمين بگيريم . در اين وقت مردم از هر سوى مسجد به فرياد در آمده و با نداى « البقية البقية » صلح را امضا كردند . « 2 » امام حسن عليه السّلام در جاى ديگرى فرمود : « إنى رأيت هوى عظم الناس فى الصلح ، و كرهوا الحرب فلم أحبّ أن أحملهم على ما يكرهون » من خواستهء بيشتر مردم را در صلح و ناخشنودى نسبت به جنگ ديدم و دوست ندارم تا آنها را بر آنچه ناخوش دارند ،

--> ( 1 ) . الغارات ، ص 185 . ( 2 ) . ترجمة الامام الحسن عليه السّلام ، ابن عساكر ، صص 179 - 178 ؛ الكامل فى التاريخ ، ج 3 ، ص 406 ؛ اعلام الدين ، ص 181 ؛ بحار الانوار ، ج 44 ، ص 21 ؛ تذكرة الخواص ، ص 199